رحیق من لدنک
بار الها جان ما را نور عرفانی فرست
از شِفای رحمه للمؤمنین جانی فرست
نسخهی درمان ما را از هوالشافی بپیچ
عاشقان را با طبیبِ غیب، درمانی فرست
سفرهای مهمان خود را وا کن از یَشفِ صُدُور
شام آخر را شرابی کهنه با نانی فرست
ذوب کن در کورهی اللهُ یَرزُق مَن یشاء
از رحیق ِ مِن لَدنکَ نفحهی آنی فرست
تا درشتیهای روح خسته را صیقل دهیم
گاه با روحالقُدُس، مرآت ایمانی فرست
ابرخیز معرفت کن آسمان مرده را
دشتهای تشنه را از عشق بارانی فرست
راحی از روحالجَنان آور در آغوش نسیم
روحالارواحی به جان بنشان و ریحانی فرست
روح سینایی عطا کن، عقل مولانا ببخش
شمسواری، شهسواری، کاملانسانی فرست
بایزیدی، بوسعیدی و جنیدی، شبلیای
از حقیقتزار استغنا سلیمانی فرست
محفل آیینهرنگ شاعرانات را شبی
دُر و یاقوتی بر افشان، لعل و مرجانی فرست
30/2/95
+ نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۷:۳۱ ق.ظ توسط بقا
|