عصر دوشنبه مورخ 21/7/93 در سالن فوقانی نمایشگاه دائمی اردبیل که میزبان دهمین نمایشگاه کتاب اردبیل بود، دفتر غزل عکسی کنار فلسفه نقد شد. این جلسه ی نقد که توسط  اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزارشده بود به همت جناب محمود مهدوی به اجرا درآمد. در این جلسه تعدادی از شعرا و اهل ادب خاصه از قشر جوان شرکت داشتند. منتقدین برنامه آقایان دکتر شهریار نعمتی، آیدین ضیایی، پیام جهانگیری و خانم ها شبنم فرضی زاده و الناز سرخانلو بودند. پس از شروع جلسه توسط مهدوی آقای آیدین ضیایی بالای سن رفته و پشت تریبون قرار گرفتند. به بخشی از نقد ایشان اشاره می شود:

غزل امروز نه تنها توانست هویتش را حفظ کند، بلکه توانست به دنیاهای تازه تری هم سرک بکشد از این رو دیگر نمی توانیم غزل امروز را کاملن در چارچوب قالب های کلاسیک قرار دهیم، به این معنی که اصطلاح کلاسیک در مورد غزل های مدرن و حتی فرامدرن امروزی دیگر جوابگو نیست... در غزل امروز جزئی نگری به محیط پیرامون، کلی گویی هایی که پاشنه ی آشیل شعر برای مخاطب امروز بود را تحت الشعا قرار می دهد، کلی گویی هایی که اغلب شعر گذشته را تسخیر کرده بود و شدت استعمالشان، آن ها را به کلیشه ها و تکرارهایی کسل کننده تقلیل داده بود... زبان شعر بقا در عکسی کنار فلسفه تلفیقی از زبان فاخر و زبان ساده و کاربردی است. این شکل کاربرد به رغم تخطی از مؤلفه پذیر بودن و نگاه گزاره ای به شعر معاصر که در وضعیت غلبه گر، توان اش را صرف زبان ساده و مصطلح امروز کرده است، بقا را صاحب زبان و سبکی منحصر به فرد می کند... بقا جواز ورود هر واژه و ترکیب را به شعر صادر کرده است. چه این واژه ها و اصطلاحات فرنگی باشند و چه دعوت از ترکیباتی مثل ساعت پنج عصر گارسیا لورکا بوده باشد. اصلن این یکی از ویژگی ها، مشخصات و مختصات شعر بقاست..

میکروفون رعشه رعشه روحش را روی سن قطعه قطعه بلعیده

بعد در آن فضای نوستالژیک ناگهان پاره پاره پاشیده

در سکانس غروب اسکله ها تانگوی ناشناس اسکلت اش

در خطوط سونات پاییزی با برگمن دوباره چرخیده

سادگی و صمیمیت زبان نیز یکی دیگر از خصوصیات غزل های بقاست. بقا با صمیمیت کامل با مخاطبش شروع به صحبت می کند مثل کسی که با دوستی صمیمی و چندین ساله روبرو شده. به فکر فخرفروشی برای مخاطب نیست و قصد فلسفه بافی هم ندارد، بلکه با زبانی که هم خود او با آن راحت تر است و هم برای مخاطبش ناآشنا و یا حداقل غیرصمیمی نیست حرف هایش را بیان می کند

با خدایم ای خدا شخصن

حرف دارم با شما شخصن

... اگر بتوان مصداقی برای تصدیق بامسما بودن عنوان مجموعه ی اخیر از بقا ارائه کرد و نمونه ای برای همدلی کردن با عکسی کنار فلسفه جست و برشمرد، شعر توییده ی اوییده ی بقاست. برساخت جدیدی از ضمایر در این شعر، ضمایر را به لحاظ مفهومی بیشینه کرده و بار مضاعفی را بر آن ها تحمیل می کند، طوری که شاعر بر نیت خطابی اش به این صورت می‌افزاید.

اویم، توام، توییده ی اوییده ام هنوز

هر سو تن ام تنیده به سوسوی برزخی...

پیام جهانگیری دومین منتقدی بودند که پشت تریبون قرار گرفتند

 

در میان برنامه، شعرخوانی احسان محمدی حال و هوای تازه و نشاط آوری به جلسه داد و سپس در ادامه خانم شبنم فرضی زاده جهت ارائه و قرائت نقدشان به سن دعوت شدند. به گوشه هایی از اشارات خانم فرضی زاده می پردازم:

دغدغه های بقا در عکسی کنار فلسفه عبارتند از: نفس، راه، قارقار کلاغان، معادله، آسمان، زمین، زمان، حیرت، پنجره، انتحار، شکایت و فراتر از محدوده ها خدا.

مجموعه را بیشتر از آن که عاشقانه ببینم اجتماعی می بینم به روایت حال مردم این عصر. استفاده از تعابیر و مثل ها و تکیه کلام های خاص مردم، حال و هوای صمیمی و خط کشی و تکلفی را پیش روی مخاطب قرار داده است. سایه روشن هایی از صمیمیت ذاتی شاعر تصاویری که عاری از تکلفند

چقدر ساده و باذوق و حال بود و صمیمی

نداشت این همه وحشت نقاب های نخستین

*

از باغ و قارقار و کلاغ و عصا و راه

برف و کلاغ و نیمکت و شال خسته ام

در این مجموعه پیام ها به شکل داده های آماری یا نموداری نیست. در غزل های این مجموعه اشعار صرف خلق نظم و شعر چینش نشده اند. در بسیاری از ابیات جا برای مکاشفه و استنباط مخاطب همراه با لذت او به وضوح درک می شود. کشفی که در پی آرایش ظاهری واژه ها پنهان شده است

آن که مشتاقانه از قید تعلق رسته است

در نظرگاهش مگر منصب چه فرقی می کند

...مجموعه از تنوع وزنی قابل قبولی برخوردار است. وجود چند غزل با وزن بلند بر تازگی و ترینگی مجموعه افزوده است. شاعر از هنرمندی های زبانی و بازی های زبانی صنایع ادبی نیز به نحو خوبی بهره می گیرد و می کوشد آرایه های ادبی را به رخ خواننده نکشد. البته رازناکی پاره ای از بیتها مه آلودگی دلچسبی به اشعار داده است

وقتی که از معاشقه لبریز می شوی

بدمست می شوی هوس انگیز می شوی

وقتی که بر لبان ترت بوسه می وزد

مانند آتش جگرم تیز می شوی

وجود هفت رباعی در پایان کار برایم به سؤال تبدیل شده، آیا اگر نمی بود ضربه ای به کلیت کار می زد؟

از جبر جدا گشتن تاریخی سیمین

هر سطر از این نادره سرگیجه گرفته

وجود این بیت مطمئنا به خاطر یک قافیه بیشتر نمی تواند باشد. هرچه که هست ارتباط عمودی کار را تحت الشعاع قرار داده است.

خانم سرخانلو به جهت اعتذاری که داشتند نتوانسته بودند در جلسه حاضر شوند، اما نقد خود را فرستاده بودند که به علت تقریبا طولانی شدن جلسه فرصتی برای قرائت آن پیش نیامد اما به فرازهایی از نقد ایشان اشاره می شود:

"عکسی کنار فلسفه" دفتری است گشوده که خود را ذیل جلد به عنوان"دفتر غزل" به مخاطب معرفی می کند که بسیار حسرت آن را خوردم که کاش چند رباعی آخر دفتر، معرفی درشت و ادعای روی جلد را خراب نمی کرد؛ چراکه اگر آن ها نیز نمی بود، چیزی از محتوای آن کاسته نمی شد. جناب آقای کاظم نظری بقا را با آثار بسیار شناخته ام و اشعار زیبایی از ایشان را به زبان های فارسی و ترکی خوانده ام. وی همیشه با علاقه و مطالعات پیوسته ادبیات را دنبال کرده است و در آثارش مایه های معنوی، اخلاقی، فلسفی و مذهبی تأثیری بسزا داشته و جریان فکری دنیای شعری اش را شکل داده است.

دفتر حاضر که ظاهرا آخرین اثر شاعر است، تحولاتی چشمگیر را نسبت به آثار قبلی به سینه دارد که حتی با خواندن چند غزل به صورت اتفاقی و تورقی هم می توان به قوت و تفاوت آن پی برد، گویا که شاعر در درون خود با دایره ی واژگان آشتی برقرار کرده است و صرف نظر از واژگانی چند که حامل حس و حالی سنگین و دور از هوای امروزاند، واژگانی صمیمی و ساده، رفاقت خوبی را با شاعر به مهمانی نشسته اند...

جلسه ی نقد با سخنرانی جناب دکتر نعمتی ادامه یافت و ایشان مطالبی را از زوایای گوناگون یادآوری کردند که عنوانین برخی از گفته هایشان ذکر می گردد:

- ترکیب سازی به مثابه یکی از مؤلفه های سبکی شاعر

- شخصی بودن کامل مجموعه

- نگاه اجتماعی اشعار

- پرداختن به مضامین خستگی، دلزدگی، سرخوردگی و هیچ انگاری

- خلق مضامین جدید با استفاده از کلمات کلاسیک

و نیز اشاراتی داشتند به صنایع بدیعی، تلمیحات معاصر، موازنه های شعر و استوار بودن اشعار بر پایه ی زبان.

در پایان جلسه نیز من پشت تریبون رفته و ضمن قدردانی از برگزارکنندگان مراسم و شرکت کنندگان و ناقدان محترم به دو مورد اشارت گذرایی کردم و یکی از آن دو ویژگی های جلسات نقد بود که عناوین آن عبارت بودند از:

- درک صحیح از مفهوم نقد

- گریز از لفظ بازی

- نگاه عمیق به متن اثر

- قدرت فهم و ادراک متن اثر

- اَنایی با انواع مکتب ها و سبک ها و جریان های شعری

- آگاهی از سنن ادبی در حوزه های کلاسیک و معاصر

- رعایت اعتدال در همه ی زمینه ها

دومین مورد  نگاهی گذرا به عوامل شکل گیری این دفتر غزل بود که به عناوینش ذیلا اشاره می‌شود:

- نگاه متوسعانه به گسترش معنا در غزل

- اکتساب تجربیات سوررئالیسی و آزاد گذاشتن جریان حس شاعرانه

- حرکت در راستای نوآوری های غزل امروز

- رهاسازی انرژی واژه ها

- گسستن قیود پیش اندیشیده ی ذهنی

- گرایش به گریز از قیودات گرامری زبان

22/7/93